خدايا نمي دانم چي شده كه مانند سابق تو شبهاي احيا دلم نشكست و اشكم جاري نشد.شايد به خاطر جذابيت اينجاست كه داره مرا از تو دور مي كند. واقعا در مانده شدم.
خدايا :شايد مرا از درگاه لطفت رانده اي و يا اينكه ديدي من حق بندگيت را خوب به جا نمي آورم بدين سبب بر من غضب فرمودي
شايد هم ديدي شكر گزاري نعمتهايت را درست نكردم مرا محرومم كردي .
يا شايد دوست نداري دعايم را بشنوي و مرا از درگاهت رانده اي.يا شايد به خاطر بي شرم و حياييم مجازاتم مي كني.
خدايا لطف و كرمت بالاتر از اين حرفهاست كه بندگان مقصرت را به كيفر برساني.
اي خدا: من همان كسي هستم كه نه در خلوت از تو شرم كردم و نه در جمعيت مراقب اعمالم بودم.
من همان كسي هستم كه وقتي خبر شاد كننده گناهي به او دادند سريع به سويش شتافتم.
خدايا: من آن كسي هستم كه مهلتم دادي توبه كنم ولي باز توبه شكستم و با اين كه گناهم را پوشاندي شرم و حيا نكردم.به ستاري و پرده پوشيت مغرور شدم به طوري كه فراموشت كردم.
خدايا مرا بر گريه به حال خودم ياري كن كه سخت عمرم را به آرزوهاي باطل از دست دادم.
پس اي خداي مهربانم:بيا و بين من و گناهانم كه مانع نزديكي و طاعت تو مي شود جدايي بيندازد.
این متن نوشته من نیست یه جا خوندم خیلی به دلم نشست و به نظرم اومد که خیلی ماها شاید دچار چنین حالی باشیم واسه همین اینجا نوشتم همین.

